تبلیغات
انجمن مهر ایران

انجمن مهر ایران

 
اِصفَهان (پارسی میانه: اسپاهان) شهری باستانی-توریستی در مرکز ایران است. این شهر مرکز استان اصفهان و نیز مرکز شهرستان اصفهان است. اصفهان به لحاظ جمعیت پس از تهران, مشهد سومین شهر بزرگ و توسعه‌یافته ایران و یک‌صد و هفتاد و یکمین شهر پرجمعیت دنیاست.
مردم اصفهان به طور عمده فارسی زبان و از ساکنان استان اصفهان و استانهای همجوار می باشند. البته بعد از جنگ تحمیلی شمار زیادی از ساکنان منطقه های جنوب کشور به ویژه خوزستان به اصفهان مهاجرت کردند که بخش قابل توجهی از آنان نیز در شاهین شهر و فولادشهر و بهارستان (اصفهان) زندگی می کنند. مردم اصفهان به زبان فارسی و لهجه اصفهانی صحبت می کنند. از ویژگی‌های لهجه اصفهانی اضافه کردن حرف « س » به آخر واژگان می باشد، که به جای واژه « است» استفاده می‌شود.
دین
اسلام دین حاضر شهر محسوب می شود ولی از سده های پیش ارامنه، یهودیان و سایر اقلیتهای مذهبی نیز در شهر زندگی می کرده اند. جلفا که در جنوب اصفهان قرار گرفته منطقه ای است که بیشتر ارمنی نشین می باشد و از منطقه های خوب شهر نیز قلمداد می شود. اصفهان شهری است که اسلام به صورت تدریجی و آرام آرام به رضا و رغبت از سوی مردم اصفهان پذیرفته شد. یکی از صحابه رسول خدا و از شیعیان امام علی(ع) به نام «عبدالله بن بریر خزاعی» اسلام را به اصفهان آورد.
یهودیان اصفهان از قدیمی ترین اهالی این شهر می باشند که در گذشته در محله جویباره (اصفهان) ساکن بوده اند ولی اکنون بیشترشان به خارج کشور مهاجرت کرده اند، معدود یهودی های باقی مانده هم بیشتر در خیابان فردوسی ساکن هستند.دین ارشادی سلیمی اصلا مشخص نیست.
جمعیت
طبق سرشماری ایجاد شده در سال ۱۳٩۰، اصفهان دارای ۴،١۶٨،٢١٩ نفر جمعیت بوده است. اصفهان از دیرباز از مهمترین مراکز شهرنشینی در فلات ایران به شمار می رفته است. در ۵ دیماه ۱۳۱۹ در زمان رضاشاه برای اولین بار در ایران به سبک اروپای در اصفهان از مردم سرشماری بعمل آمد و ۲۰۴ هزار و ۶۰۰ تن را ساکن شهر اصفهان گزارش کردند.
جغرافیا
اصفهان در ۴۲۵ کیلومتری تهران و در جنوب این شهر قرار دارد. شهر اصفهان دارای طول جغرافیایی ۵۱ درجه و ۳۹دقیقه و ۴۰ ثانیه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۲ درجه و ۳۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه شمالی می باشد. محدوده شهری آن به چهارده منطقه شهری تقسیم می شود و در خارج از محدوده شهری نیز از غرب به سمت خمینی شهر و نجف آباد، از جنوب کوه صفه و سپاهان شهر، از سمت شمال به شاهین شهر و از شرق نیز به منطقه بیابانی منتهی می شود. سطح شهر از سطح عمومی دریاها حدود ۱۵۷۰ متر ارتفاع دارد و در قسمت شمالی و شرقی به کویر محدود می‌گردد و در قسمت غربی و جنوبی نیز به سلسله کوه های زاگرس منتهی می‌شود. کوهستان کرکس در پنجاه کیلومتری شمال اصفهان و زرد کوه بختیاری در جنوب غربی آن قرار دارد. وجود آبهایی همانند زاینده رود که از کوه های زاگرس به ویژه زردکوه بختیاری سرچشمه گرفته دلیل پیدایش این شهر می باشد. شهر اصفهان بر روی دشتی به نسبت هموار با شیبی در حدود ۲ درصد و به طرف شمال شرقی بنا گردیده است. در طی سده های گذشته نیز به سبب وجود آب فراوانتر و آلودگی کمتر در سمت جنوب غربی توسعه بیشتری یافته است.

طبیعت
این شهر در منطقه‌ای نیمه کویری در مرکز ایران و در کنار رودخانه زاینده‌رود قرار گرفته که اززردکوه بختیاری سرچشمه می گیرد و به باتلاق گاوخونی می ریزد و از مراکز گردشگری، فرهنگی و اقتصادی ایران محسوب می شود. زاینده رود بزرگترین رود فلات مرکزی ایران از کوه‌های بختیاری سرچشمه گرفته و از میان اصفهان می‌گذرد. همچنین جنگل ناژوان از مناطق خوش آب و هوای حاشیه زایند رود می‌باشد، ازدیگرمناطق طبیعی قابل گشت و گذار اصفهان می‌توان به کوه کلاه قاضی و کوه صفه اشاره نمود. منطقه کلاه قاضی یک پارک ملی است با نام پارک ملی کلاه قاضی که محل زیست جانوران زیادی مانند کل، پازن، بز، آهو، و عقاب است. کوه صفه در جنوب شهر اصفهان قرار دارد و برای تفریح مکان مناسبی است.
آب و هوا
اقلیم شهر اصفهان در شمال و شرق از منطقه کویری تاثیر گرفته و در جنوب به جهت وجود کوه صفه از هوای خنک تری بهره مند است. آب و هوای اصفهان به طور کلی معتدل و خشک است و مقدار بارش باران و برف به نسبت کمی دارد. حداکثر درجه حرارت در تابستان ۴۰ درجه سانتی گراد است که تابستانهایی گرم و خشک را می سازد.
این شهر در میان سال‌های ۱۰۵۰ تا ۱۷۲۲ میلادی به ویژه در قرن شانزدهم میلادی در میان حکومت صفویان هنگامی که برای دومین بار پایتخت ایران شد، رونق فراوانی گرفت. حتی امروزه نیز شهر، مقدار زیادی از شکوه گذشته خود را حفظ کرده است. بناهای تاریخی متعددی در شهر وجود دارد که تعدادی از آن‌ها به عنوان میراث تاریخی در یونسکو به ثبت رسیده‌اند. اصفهان در سال ۲۰۰۶ به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام انتخاب شد. این شهر به داشتن معماری زیبای اسلامی و بسیاری از بلوارهای زیبا، پل‌های سرپوشیده، کاخ‌ها، مسجدها و مناره‌های منحصربفرد معروف است. این امر باعث شده است که در فرهنگ ایرانی اصفهان نصف جهان لقب بگیرد. میدان نقش جهان یکی از بزرگترین میدان‌های دنیاست و نمونه برجسته‌ای از معماری اسلامی است که توسط یونسکو به عنوان میراث جهانی ثبت شده است.
نام اصفهان
از روزگاران کهن تا کنون به نام‌های: صفاهان، صفویان، پارتاک، پارک، پاری، پاریتاکن، پرتیکان، جی، رشورجی، سپاهان، سپانه، شهرستان، صفاهان، صفاهون، گابا، گابیان، گابیه، گبی، گی و نصف جهان سرشناس بوده‌است. پس از فتح توسط اعراب مسلمان و چون در عربی حرف «پ» وجود نداشته بمرور زمان با لهجه و حرف «ص» بصورت «اصفهان» تلفظ گردید.
بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام، به ویژه در دوران ساسانیان، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران، مانند بختیاری، فارس، خوزستان، سیستان و... در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد حرکت می‌کردند، آنجا را «اسپهان» گفته، سپس عربی شده و به صورت «اصفهان» درآمده‌است.
این شهرنام‌های کهن‌تری هم دارد که با نام کنونی آن، هیچ‌گونه پیوندی ندارد، مانند: گابیان، گابیه، جی، گبی، گی، گابا.
برخی اصفهان را معرب (عربی شده) اسپهان یا سپاهان می‌نامند به معنی جایگاه سپاه. شاید در ایران باستان این شهر محل تجمع سپاه بوده گه این چنین نامیده شده‌است.
پیشینه تاریخی
در طول تاریخ به آسانی نمی‌توان رد شهر اصفهان را به طور پیوسته دنبال نمود. هر چند اصفهان در مرکز فلات ایران قرار داشت. به علت آن که در دوران پیش از اسلام گرانیگاه شاهنشاهی‌های هخامنشی تا ساسانی، قلمرو غربی این شاهنشاهی‌ها و به ویژه میان‌رودان بود، این شهر در کانون توجه این دودمان‌ها قرار نداشت. در طول تاریخ تا دوران اسلامی می‌توان در محل فعلی شهر اصفهان ردپای شهرهای مختلفی تحت نام های مختلف، محل های مختلف و حتی مردمان متفاوتی را پی‌گیری نمود. در دوران ساسانیان به دستور یزدگرد اول یک پادگان نظامی احتیاطی برای آموزش و اعزام نیروی کمکی احداث گردید - بغیر از این پادگان نیز سه مرکز نظامی در (مرو) و (گرگان) و (تیسفون) نیز بوجود آمده بود. این مراکز دارای نیروی ثابت بوده و فقط «سپاهان» برای تعلیم و اعزام نیروی کمکی پیش بینی شده بود.
اصفهان کنونی در قدیم گابای (جی) نام داشت و در آغاز مرکز قبیله پَرِتاکِن (که نام فریدن از آن به‌جا مانده) بوده‌است.
چهارباغ عباسی
به نظر می‌آید نام اسپهان (به معنی جایگاه ارتش) از روزگار ساسانیان به بعد جایگزین نام گی شده‌باشد. آن‌گونه که در سرگذشت‌نامه‌ها آمده، سواره‌نظام ساسانی به هنگام صلح در سبزه‌زارهای پیرامون اسپهان به‌ویژه در بخش غربی این شهر تا دامنه‌های کوه‌ها و سرچشمه زاینده‌رود استقرار می‌یافت. اسپهان از آن‌جا که ولیعهدنشین ساسانیان بود امتیازی نسبت به شهرهای ایران آن زمان به‌دست آورد. در زمان ساسانیان گاه اسپهان و گاه ارمنستان ولیعهدنشین شاهنشاهی ایران بود ولی اسپهان این امتیاز دیگر را نیز داشت که نشیمن‌گاه و قلمرو نفوذ واسپوهران یا اعضای هفت خانواده بزرگ ایرانی صاحب نفوذ در پادشاهی نیز بود.
هر چند در دوران اسلامی منطقه جغرافیایی اطراف شهر نام اَسپاهان که نام تقسیم بندی حکومتی زمان ساسانیان بوده‌است را حفظ کرده‌است. در هنگام حمله اسکندر مقدونی به ایران، این شهر مرکز گابیوها بوده‌است و از آن تحت عنوان گابای یا تابای نام برده شده‌است. در سده‌های آغازین اسلامی، منابع اسلامی از دو شهر در مکان فعلی شهر اصفهان نام می‌برند؛ شهری بنام جَی در مکان فعلی محله جی و دیگری شهری در سه کیلومتری غرب جی با نام یهودیه که جمعیتی قابل توجه از یهودیان را در خود جای داده بود. عرب‌ها اسپهان را در سال ۲۳ هجری تصرف کردند و این شهر نیز مانند دیگر شهرهای ایران تا آغاز سده چهارم هجری زیر سلطه اعراب قرار داشت. در زمان خلیفه منصور عباسی در دهکده خشینان (احمدآباد امروزی) کاخی بزرگ بنا شد و بارویی به گرد شهر اصفهان کشیده‌شد و خشینان به جویباره (یهودیه) پیوسته‌شد.
در سال ۳۱۹ ه.ق. مردآویج زیاری با سپاهش از گیلان، اصفهان را آزاد کرد و این شهر را به پایتختی برگزید و جشن سده را با شکوه بسیار در این شهر برپا کرد. در سال ۳۲۷ قمری این شهر به دست رکن‌الدوله دیلمی افتاد که وی نیز اصفهان را پایتخت خود قرار داد. پس از آن شهر اصفهان پیشرفت پیشین خود را بازیافت و کانون گرد هم آمدن دانشوران و سرایندگان شد.
در دوره سلجوقی این شهر به عنوان پایتخت سلجوقیان برگزیده شد. اوج شکوفایی اصفهان به زمان صفویان بر می‌گردد؛ هنگامی که شاه اسماعیل اول کبیر پایتخت صفویه را از قزوین به این شهر منتقل نمود. ناصر خسرو در گذر از اصفهان در سال ۴۴۴ هجری قمری مصادف با ۴۳۲ خورشیدی این شهر را نیکوترین و جامع‌ترین و آبادترین شهر سرزمین پارسی‌گویان شرح داده است:
از آن جا برفتیم هشتم صفر سنه اربع و اربعین و اربعمایه بود که به شهر اصفهان رسیدیم. از بصره تا اصفهان صد و هشتاد فرسنگ باشد. شهری است بر هامون نهاده، آب و هوایی خوش دارد و هرجا که ده گز چاره فرو برند آبی سرد خوش بیرون آید وشهر دیواری حصین بلند دارد و دروازه‌ها و جنگ گاه‌ها ساخته و بر همه بارو کنگره ساخته و در شهر جوی‌های آب روان و بناهای نیکو و مرتفع و در میان شهر مسجد آدینه بزرگ نیکو و باروی شهر را گفتند سه فرسنگ و نیم است و اندرون شهر همه آبادان که هیچ از وی خراب ندیدم و بازارهای بسیار، و بازاری دیدم از آن صرافان که اندر او دویست مرد صراف بود و هر بازاری را دربندری و دروازه‌ای و همه محلت‌ها و کوچه‌ها را همچنین دربندها و دروازه‌های محکم و کاروانسراهای پاکیزه بود و کوچه‌ای بود که آن را کو طراز می‌گفتند و در آن کوچه پنجاه کاروانسرای نیکو و در هر یک بیاعان و حجره داران بسیار نشسته و این کاروان که ما با ایشان همراه بودیم یک هزار و سیصد خروار بار داشتند که در آن شهر رفتیم هیچ بازدید نیامد که چگونه فرو آمدند که هیچ جا تنگی موضع نبود و نه تعذر مقام و علوفه...... و من در همه زمین پارسی گویان شهری نیکوتر و جامع تر و آبادان تر از اصفهان ندیدم، و گفتند اگر گندم و جو و دیگر حبوب بیست سال نهند تباه نشود و بعضی چیزها به زیان می‌آید اما روستا همچنان است که بود...
معماری
پیش از اسلام
از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای آتشکده‌ای در کوه آتشگاه، اکتشافات اندکی در تپه اشرف و همچنین پل شهرستان (متعلق به دوران ساسانیان) بجا نمانده‌است که از میان آن سه، تنها بنای برپا و برجا پل شهرستان است.
بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است. آثاری از تمامی دوره‌های تاریخی پس از اسلام بجا مانده‌است اما بویژه آثار دو دوره باشکوه از تاریخ اصفهان یعنی دورهٔ سلجوقی و دورهٔ صفوی برجستگی ویژه‌ای دارد، که هر کدام دارای ویژگی‌ها و سبک معماری یگانه خود است.
سلجوقیان
معماری سلجوقیان - که بویژه در مسجد جامع نمود می‌یابد - ساده و بی‌پیرایه اما با ظرافت فراوان است. از ویژگی‌های دیگر معماری این دوره سکوت و درونگرایی به دور از هر گونه جلوه‌گری آن است. بجای آنکه بیننده تحت تأثیر آنی آن قرار گیرد، آرام آرام زیبائی و عظمت اسرار آمیز آن را در جای خود احساس می‌کند. برخلاف معماری و هنر دوره صفوی که توجه به جلوه‌های رنگ و نور و چشمگیری و درخشندگی از ویژگی‌های آن است. آرامگاه ملکشاه و سلطان سنجر و خواجه نظام الملک از آثار تاریخی این دوره در شهر اصفهان می‌باشد. یکی از قدیمی ترین شهرهای اصفهان شهر گز در ۱۰ کیلومتری اصفهان است یکی از آثار مهم باقی مانده در این شهر مسجد جامع شر مربوط به دوره سلجوقیان است.
صفویان
عصر صفوی، عصر کمال و شکوفایی نبوغ معماری و شهرسازی در ایران است. هنرمندان شهر جلفای آذربایجان اوج شکوه معماری ایران را در اصفهان به نمایش گذاشتند. زیباترین و با شکوه‌ترین آثار معماری ایران در همین دوره، توسط معماران خلاق و هنرمندی چون محمدرضا و علی اکبر اصفهانی آفریده شد. در زمان شاه عباس اول صفوی پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل شد. اصفهان در مرکز امپراتوری صفوی قرار داشت و نسبت به قزوین به خراسان نزدیک تر بود. موقعیت جفرافیایی این شهر موجب افزایش سرعت عکس‌العمل شاه در مقابل تهدیدات ازبکان و عثمانیان بود.شاه عباس بدون ایجاد تفییرات عمده در بخش قدیمی شهر، بخش‌های جدیدی را به آن افزود. میدان نقش جهان، دولتخانه و خیابان چهارباغ در کنار بخش‌های قدیمی شهر ساخته شدند. از ویژگیهای مهم در شیوهٔ معماری این دوره، علاوه بر استحکام و زیبایی ساختار، درخشش بیان است. در آثار این دوره تابش رنگ و نور، و جذابیت سطوح و شکوه چشمگیر آنها، احساس زیبائی خیره کننده‌ای در بیننده ایجاد می‌کند و طنین رنگها و سطوح مکرر کاشیهای درخشان به منظره‌ای شفاف، مجرد و روحانی تبدیل می‌شود. معماری این دوره از لحاظ وسعت و کارآیی، بسیار متنوع است و در تمامی ابعاد حیات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم حضوری زنده و پویا دارد. باشکوه‌ترین مساجد، عظیمترین میدانها، زیباترین پلها و خیابانها، بزرگ‌ترین بازارها، مدرسه‌ها، و کاروانسراها در این عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج کمال هنری، استحکام و کارآیی و بعضی چنان باشکوه و زیبا و کامل، که گاهی نمی‌توان باور کرد که انسانی ناچیز آن را پدید آورده باشد.
جاهای دیدنی

اصفهان سرشار از آثار هنری و تاریخی است که میدان نقش‌جهان، مسجد امام، خانه خان (خوراسگان)، امام زاده ابو العباس (خوراسگان) مسجد شیخ لطف الله، منار جنبان، برج کبوترخانه، گذر چهارباغ عباسی، سبزه میدان، کاخ چهلستون، آتشگاه اصفهان، کاخ عالی‌قاپو، کاخ هشت‌بهشت، کلیسای وانک، حمام علیقلی آقا، مدرسه چهارباغ و هتل عباسی از بارزترین آنها هستند.
موزه‌ها
اصفهان به جهت داشتن موزههای مختلف و با ارزش مشهور است که از آن میان می توان به موزه‌های زیر اشاره نمود.
•    موزه هنرهای معاصر اصفهان
•    موزه هنرهای تزیینی اصفهان
•    موزه صنایع دستی و هنرهای سنتی اصفهان
•    کاخ موزه چهل ستون
•    موزه کلیسای وانک
•    موزه تاریخ طبیعی اصفهان
•    موزه علوم و فنون آموزش پرورش اصفهان
•    موزه آب اصفهان
•    موزه شهدای اصفهان
•    گنجینه سنگ نوشته‌های تخت فولاد
•    باغ موزه پروانه‌ها
بناها و مکانهای تاریخی
پل‌های تاریخی
پل چوبی، پل شهرستان، پل مارنان، سی و سه پل یا پل الله وردیخان و پل خواجو و پل زمان خان
بازارهای تاریخی
بازار اصفهان، بازار قیصریه اصفهان یا بازار صفویه یا بازار سلطانی، بازار شاهی یا بازارچه بلند بازار دردشت، بازار بیدآباد، بازار ریسمان، بازار غاز، بازارهای معروفی اطراف میدان نقش‌جهان: بازار مسگرها، بازار هنر، بازار ترکش‌دوزها، بازار کلاهدوزها، بازار لواف‌ها و بازار آهنگرها[۳۰]
مسجدهای تاریخی
•    مسجد علی
•    مسجد امام
•    مسجد حکیم
•    مسجد جامع
•    مسجد حاج محمدجعفر آباده‌ای
•    مسجد علیقلی‌آقا
•    مسجد قطبیه
•    مسجد ایلچی
•    مسجد آقا نور
•    مسجد رکن الملک
•    مسجد سید
•    مسجد رحیم خان
•    مسجد صفا
•    مسجد ذوالفقار
•    مسجد خان
•    مسجد شیخ لطف الله
•    مسجد مصری
•    مسجد جمعه
•    مسجد لنبان
•    مسجد مقصودبیک

خانه‌های قدیمی اصفهان
به علت وجود بافت قدیمی و معماری زیبای شهر اصفهان، خانه‌های قدیمی بسیاری در این شهر وجود دارد. برخی از این خانه‌ها امروزه توسط میراث فرهنگی بازسازی شده و بصورت موزه درآمده است. همچنین برخی از این سراهای قدیمی با تغییر کاربری در حال استفاده می باشد. تالار تیموری (موزه تاریخ ملی) به عنوان موزه تاریخ ملی، توحیدخانه به عنوان دانشکده معماری دانشگاه هنر اصفهان و عمارت رکیب خانه به عنوان موزه هنرهای معاصر اصفهان مورد استفاده و بهره برداری است. خانه‌های: حاج رسولی‌ها، شیخ الاسلام، خانه مشروطه، حاج مصورالملکی، یداللهی، قدسی، خانه نیلفروشان، مجتهدزاده، حقیقی، داوید(داود)، سوکیاس، مارتا پیترز، پطروس، سرتیپی، منعمیان، وثیق انصاری، بهشتیان، اعلم و قزوینی‌ها از خانه‌های قدیمی و دیدنی اصفهان می‌باشد. [۳۴] همچنین بتازگی بدست زوجی ایرانی و غیر اصفهانی خریداری و بازسازی شده که باعث حفظ و بقای آن گشته است. این خانه دارای سابقه ای پانصد ساله می باشد که ابتدا به عمه شاه عباس تعلق داشته است. [۳۵] موقعیت این اثر تاریخی در نزدیکی مسجد جامع اصفهان و حمام شیخ بهایی است که در مرکز بافت تاریخی شهر قرار گرفته است. [۳۶]
محله ها
این شهر به عنوان یکی از کلان شهرهای ایران دارای محله های بسیاری هست که برخی از آنها بسیار قدیمی و همراه با بافت سنتی می باشند. تعدادی از محله های قدیمی هنوز به همین نام پا برجای می باشند. برخی از محله های قدیم و جدید اصفهان چنین نام دارند:
نگاره تاریخی منقوش بر کاشی کاری‌های سردر قیصریه که با اقتباس از صورت فلکی برج قوس (آذر) طراحی شده‌است، به عنوان نماد اصفهان شناخته شده است.
در بهمن‌ماه سال ۱۳۸۳ پس از پیشنهاد گزینش روز اصفهان از سوی دکتر شاهین سپنتا و استقبال برخی از سازمان‌های غیردولتی اصفهان از این پیشنهاد، تلاشی برای گزینش روز اصفهان آغاز شد. در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۴ پس از فراخوان «هم اندیشی برای نام گذاری روز نکوداشت اصفهان» روز «یکم آذرماه» هر سال از سوی بیش از ۳۰ نفر از اصفهان شناسان به عنوان «روز نکوداشت اصفهان» گزینش و تصویب شد و بر اساس پیشنهاد دکتر لطف الله هنرفر نگاره تاریخی منقوش بر کاشی کاری‌های سردر قیصریه اصفهان را که با اقتباس از صورت فلکی برج قوس (آذر ماه) طراحی شده‌است، به عنوان نماد اصفهان برگزیدند.دلیل انتخاب آنها این بود که بر اساس مستندات تاریخی طالع بنیان شهر اصفهان در ماه آذر (قوس) دیده شده‌است.
برخی نیز سوم اردیبهشت را به عنوان زادروز شیخ بهایی، روز اصفهان می‌دانند در حالی که او در روز ۲۶ ذیحجه سال ۹۵۳هجری قمری برابر با ۸ اسفندماه سال ۹۲۵هجری شمسی متولد شده است ولی در تقویم رسمی کشور سوم اردیبهشت، روز شیخ بهایی نام گرفته و اخیرا نیز این روز، روز ملی کارآفرینی نامیده شده است.
صنعت و اقتصاد
اقتصاد سنتی استان مبتنی بر صنایع دستی چون قالی بافی، ابریشم بافی، قلمزنی، منبت کاری، زری بافی، خاتم کاری، ملیله دوزی، مینیاتور، سفالگری، میناکاری، فلزکاری، فیروزه کوبی، نقره سازی، کاشی سازی، قلمکاری و پولک دوزی از صنایع زیبای اصفهان است که امروزه رونق خوبی نیز در بخش جهانگردی دارد. صنایع بزرگی چون ذوب آهن، مجتمع فولاد مبارکه، پالایشگاه، پلی اکریل و همچنین کارخانه جات متعدد سرامیک و کاشی سازی و معادن سنگ و سنگبری از علل صنعتی شدن و اقتصاد قوی استان محسوب می‌شود. از صنایع دیگر استان که می‌توان فهرست وار به برخی اشاره نمود: ظروف چینی، سرامیک، تولید لوازم خانگی، کارخانه تولید سیمان، ورق موجدار، صنایع خودروسازی، صنایع نظامی، صنایع هواپیماسازی، ساخت لوازم و تاسیسات گازی، صنایع مواد غذایی، فرآورده‌های لبنی، ریسندگی، نساجی و …می باشند.
آموزش عالی
دانشگاه‌ها
اصفهان به عنوان یکی از شهرهای علمی ایران نقش مهمی در تولید و آموزش علم در ایران دارد. دانشگاه هنر اصفهان، دانشگاه اصفهان، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، دانشگاه فنی حرفه ای شهید مهاجر اصفهان، دانشگاه شیخ بهایی، ، دانشگاه فارابی و دانشگاه پیام نور مرکز اصفهان،دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی شهر ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان و دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد از دانشگاه‌های مهم اصفهان می‌باشند.
آموزش و پرورش
اصفهان دارای شش ناحیه آموزشی است که آموزش مدرسه‌های کودکستان، پیش‌دبستانی (آمادگی)، دبستان، راهنمایی، دبیرستان، هنرستان و پیش‌دانشگاهی را هدایت و نظارت می‌کنند. هنرستان هنرهای زیبا از مهمترین مرکزهای آموزش هنری ایران بوده که بیش از هفتاد سال پیشینه دارد.
بهداشت و درمان
اصفهان یکی از مرکزهای اصلی و تاثیرگذار برای درمان بیماران در ایران محسوب می شود. حدود سی بیمارستان، بیست درمانگاه، دههاانجمن و نهاد پزشکی و بهداشتی در این شهر فعالیت دارند. همچنین شهرستان اصفهان دارای ۱۴۷ آزمایشگاه، ۲۵۴ داروخانه، ۸۷ مرکز پرتونگاری و ۲۰۸ مرکز توانبخشی است.
فضای سبز
اصفهان دارای سه هزار و هفتصد هکتار ( ۳۷ میلیون متر مربع) فضای سبز شهری است [۴۶] که با داشتن سرانه فضای سبز ۲۴ متر مربع بالاترین رتبه را در سطح کلان شهرهای ایران دارد. همچنین مقدار این سرانه تا سال ۱۳۹۵ به ۳۲ متر مربع خواهد رسید که با توجه به آلاینده های زیست محیطی اصفهان این سرانه باید به ۴۰ متر مربع افزایش پیدا کند. بوستانهای کنار و مشرف بر زاینده رود که به بوستانهای ساحلی نیز مشهور هستند از مهمترین فضاهای سبز اصفهان می باشند. زیباترین و منحصر بفردترین فضای سبز اصفهان بوستان جنگلی ناژوان است که در غرب اصفهان و در کنار زاینده رود قرار دارد. نام برخی از بوستانهای ساحلی و غیر ساحلی چنین است: بوستان های ساحلی: ناژوان، سعدی، زاینده رود، کودک، ملت، آیینه خانه، آبشار، مشتاق و باغ گلها. بوستانهای غیر ساحلی: قلمستان، نقش جهان، استقلال، باغ فدک و باغ غدیر.
امکانات فرهنگی
نشریه‌ها
روزنامه‌های نسل فردا، اصفهان امروز، اصفهان زیبا و نصف جهان از روزنامه‌های محلی می‌باشند و همچنین نزدیک به یکصد هفته نامه، ماهنامه و فصلنامه در اصفهان به چاپ می رسد.
مکان‌های مذهبی
مسجدها
نوشتار اصلی: فهرست مسجدهای اصفهان
اصفهان دارای ۸۱۶ مسجد، ۹۳ تکیه و حسینیه و همچنین ۱۴۴ عبادتگاه اسلامی است. مسجد امام، مسجد سید، مسجد جامع و مسجد مصلی از جمله معروف‌ترین و قدیمی‌ترین مساجد اصفهان به حساب می‌آیند.
حسینیه‌ها
نوشتار اصلی: فهرست حسینیه‌های اصفهان‎
یکی از حسینیه‌های بزرگ اصفهان، حسینیه بیت العباس است که در خیابان توحید نبش خیابان نظر غربی قرار دارد. همچنین حسینیه آفاران که در محله آفاران واقع در خیابان شهیدان غربی است.
خانقاه‌ها
از دیرباز در شهر اصفهان تعدادی خانقاه منعلق به فرقه‌های مختلف درویشان وجود داشته است. بعضی از این خانقاه‌ها به واسطه فشار دستگاه‌های امنیتی تعطیل یا مستقیما توسط خود حکومت تخریب گشته است که خانقاه درویشان گنابادی واقع در گورستان تخت فولاد از آن جمله است. البته هنوز هم بعضی از خانقاه‌ها فعال می‌باشند که خانقاه علی بن سهل واقع بر سر آرامگاه وی از آن جمله می‌باشد.
امام‌زاده‌ها
نوشتار اصلی: فهرست امام‌زاده‌های اصفهان‎
امامزاده‌های: امام زاده ابوالعباس و اسحاق ،دوقلو شریف،امام زاده (شاهزاده عبدالله)، امام‌زاده ابراهیم طوقچی،امام زاده محسن، امام‌زاده جوربران شمالی، امام‌زاده باباقاسم، زینبیه، امام‌زاده شمس الدین از زیارتگاه محسوب می‌شوند.
کلیساها
نوشتار اصلی: فهرست کلیساهای اصفهان
در این شهر کلیساها و کنیسه‌های بسیاری وجود دارد که بخش عمده ای از کلیساها در منطقه جلفا می باشند. برخی از کلیساهای شهر از سده هفده میلادی بجای مانده اند که معروفترین و قدیمی ترین آنان کلیسای وانک، کلیسای مریم مقدس، کلیسای گئورگ، کلیسای حضرت لوقا، کلیسای سن استپانوس، کلیسای هاکوپ، کلیسای نرسس و سرکیس . در این میان کلیسای هاکوپ مقدس قدیمی ترین کلیسای اصفهان می باشد.
کنیسه‌ها
نوشتار اصلی: فهرست کنیسه‌های اصفهان
بیشتر کنیسه‌های اصفهان در محله جویباره که یهودی نشین بوده قرار گرفته‌اند. کنیسه عمو شعیا قدیمی‌ترین کنیسه اصفهان می‌باشد که در همین محل قرار گرفته است. در سال ۱۳۵۰ و بر اساس پژوهش‌های لطف الله هنرفر تعداد کنیسه‌های اصفهان بیست عدد ثبت شده ولی در حال حاضر تعدادی از آنها از بین رفته است.
گورستان‌ها
نوشتار اصلی: فهرست گورستان‌های اصفهان‎
باغ رضوان گورستان فعلی و فعال اصفهان و تخت فولاد گورستان قدیمی و تاریخی اصفهان است که به عنوان یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین آرامگاه های ایران نیز شناخته می شود. این آرامگاه از از تکیه‌های مختلفی تشکیل شده که چهارده تکیه همانند: تکیه سید العراقین، تکیه میر فندرسکی و تکیه آقا حسین خوانساری مربوط به دوره صفوی است. و نزدیک به سی تکیه و مسجد همانند:تکیه میر محمد صادقی که جزیی از تکیه سادات محسوب می شود تکیه شهشهانی، تکیه واله، مسجد رکن الملک، تکیه بختیاریها و تکیه کلباسی (ابوالمعالی) از دوره قاجار هستند. همچنین شش تکیه نیز همچون تکیه لسان الارض از تکیه های گلستان شهدای اصفهان محسوب می شوند.
آرامگاه‌های علماء و اولیاء
آرامگاه‌های علامه مجلسی، علی بن سهل و صاحب بن عباد نیز از مکانهای متبرک اسلامی موجود در شهر اصفهان به شمار می‌روند.
.غذاهای سنتی
در اصفهان غذاهای سنتی بسیاری مورد استفاده هستند که برخی از آنها مربوط به شهرهای دیگر اصفهان بوده اند و یا در شهرهای دیگر ایران نیز رواج داشته و دارند. در این میان بریانی و خورش ماست معروف ترین غذای اصفهان می باشند. همچنین سایر غذاهای این شهر چنین می باشند: باقالی ذرت(خوراسگان)، آش سماق، کله جوش که ازغذاهای ایلات اصفهان است، سرگنجشکی، کوکو قندی، قیمه ریزه، آش ماش و قمری، یخنه ترش، ماش و زردک، اوماج سرکه و چغندر، نخود و آب.
ره‌آورد شهر
معروفترین ره‌آورد اصفهان گز است. گز یک نوع شیرینی است که با گز انگبین یا ترنجبین شکر بادکا و مغز پسته، بادام، فندق یا گردو و سفیده تخم مرغ و گلاب ساخته می‌شود و در آن در از هیچ ماده شیمیایی استفاده نمی‌شود. از دیگر رها آوردهای اصفهان می توان به صنایع دستی به ویژه قابهای خاتم کاری و میناکاری، پارچه های قلمکاری شده و آثار مختلف قلمزنی اشاره نمود.



 
بُجنورد (پارسی میانه: بیژن گرد) مرکز استان خراسان شمالی در شمال شرق ایران است. جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ با ۱۷۶٬۷۲۶ نفر بوده و از این‌جهت، چهلمین شهر کشور به‌شمار می‌آید. نام این شهر در لهجه شمال خراسان «بُژنُرد» تلفظ میشود.

وجه تسمیه
در منابع قدیمی و فرهنگ‌های لغت نام این شهر، «بیژن‌گِرد» آورده شده‌است. و بیژن‌گرد (بجنورد) به معنی «ساختهٔ بیژن» و «آبادشده به دست بیژن» است. شهر بیژن‌گرد نیز بر اساس حکایت بیژن و منیژه، در شاهنامهٔ فردوسی، مکانی بوده که بیژن، منیژه را از چاه نجات داده و شهری در آن مکان بنا کرده‌است. از نامهای دیگر بجنورد که آثار بازمانده آن نیز وجود دارد کهنه کند و نیز چرمغان می توان اشاره کرد که به محوطه ای تاریخی در جنوب شهر بجنورد و در مجاورت معصوم زاده اطلاق می گردد. محمد معصوم زاده

پیشینه
شهر کنونی بجنورد در حدود سال ۱۱۰۰ق/۱۶۸۹م به وسیله تولی‌خان دوم، یکی از امیران ایل شادلو بنا شد و پس از آن‌که در فتنه حسن‌خان سالار (۱۲۶۳ق/۱۸۴۷م) به شدت آسیب دید، بار دیگر به دست فرزندان تولی‌خان مرمت شد.
پیش از شهر کنونی و حتی پیش از ظهور و سقوط بجنورد، مرکز ناحیه جایی می‌بوده‌است به نام جرمگان که در جریان حمله مغول ویران گردید. تپه باستانی‌ِ چرمغان در کناره شهر کنونی بجنورد، بازمانده ویرانه‌های آن شهر است.
ظاهراً جرمگان، شهرکی کوچک، پررونق و آباد بوده و بجنورد کنونی در جوار آن به‌وجود آمده‌است. امروزه حدود و گسترهٔ این شهرک در حاشیهٔ شهر بجنورد، نشانگر پیشینهٔ کهن و رونق آن در سده‌های آغازین اسلامی است.
به استناد متون تاریخی در سده‌های پنجم تا هشتم هجری، بخش وسیعی از ناحیهٔ بجنورد، مسکونی و آباد بوده‌است. در آغاز دوران مغول و تیموری، منطقهٔ بجنورد نیز مورد آسیب‌ها و خسارات فراوانی واقع شد.
نتایج بررسی و پهنه‌بندی محوطه‌های باستانی نشان داده‌است، نقاط باستانی شناسایی شده، متعلق به دوران میان‌سنگی هزارهٔ چهارم تا هزارهٔ اول پیش از میلاد، نقش مهمی را در شکل‌گیری زیست‌گاه‌های اولیه در حاشیهٔ رودخانه اترک ایفا نموده‌اند. این منطقه، در دوران ماد و هخامنشی، بخشی از ساتراپی پارت قلمداد می‌شده و از دورهٔ اشکانی، در این ناحیه ۸ زیستگاه، در بخش راز و جرگلان، ۳ مورد در بخش مرکزی و نیز ۵ زیستگاه در شهرستان مانه و سملقان شناسایی شده‌اند. وجود بنای سنگی موسوم به اتش کده اسپاخو، از آثار تاریخی دورهٔ ساسانی نیز، نقش و اهمیت خراسان شمالی را در این دوران روشن می‌نماید. علاوه بر آن، منطقهٔ بجنورد در صدر اسلام، در ارتباط فرهنگی - اجتماعی جدی با دیگر نقاط ایران قرار داشته و از آن نواحی تأثیر گرفته‌است. در آن دوران قسمت‌های عمده‌ای از منطقهٔ آباد و مسکونی بوده‌است. مؤلف تاریخ سیستان، ناحیهٔ امروزی بجنورد را به عنوان بخشی از سرزمین نساء معرفی نموده‌است و در سال‌های آغازین قرن دوم هجری، این منطقه جزئی از قلمرو بزرگ حکومت طاهریان به‌شمار می‌آمده‌است.
ابن‌ابواصیبه نیز در ذکر مناطق بجنورد آورده‌است که: «ابن سینا، دربار علی‌ابن‌مأمون را در خوارزم ترک گفت و به طوس، شوقان، طبر و سملقان و جاجرم و بالاخره به جرجان رفت». مؤلف نامعلوم حدودالعالم، از نخستین کسانی‌است که از چرمغان نام می‌برد و مقدس نیز آن را جزئی از ناحیهٔ نساء برشمرده‌است.

مردم
مردمان فارس، کرد کرمانج، ترک، ترکمن و تات اکثریت ساکنان بجنورد را تشکیل می‌دهند. فارس‌های بومی (تات‌ها) مردمان بومی بجنورد و خراسان شمالی هستند. آن‌ها در بافت میانی شهر بجنورد و محلات جنوب شهر بجنورد (خیابان شهید چمران، حسین معصوم، ۱۷ شهریور و به‌ویژه بولوار مدرس و برخی کوچه‌های خیابان شهید بهشتی) حضور پررنگی دارند.[۹] گویش تاتی زبان فارسی در خراسان شمالی امروزه تأثیر بسیاری از فارسی معیار گرفته و در حال فراموشی است و جای خود را به فارسی معیار می‌دهد.

جای‌های دیدنی

آرامگاه باباتوکل
آرامگاه بابا توکل، مدفن یکی از شاعران قرن چهارم هجری‌است و در روستای گلیان از توابع شهرستان شیروان است.

چشمهٔ باباامان
چشمهٔ باباامان در کیلومتر ۱۱ جادهٔ بجنورد - مشهد، به فاصلهٔ تقریبی ۳۰۰ متر از جاده، واقع شده‌است. آب این چشمه، جزء دستهٔ آب‌های سولفاته کلسیک و سدیک است و مصرف آن صفراآور و ملین و تسهیل کننده اعمال گوارشی و دافع سموم است. گردشگاه باباامان مکانی برای استراحت مسافرانی که قصد سفر به شهرهای شمالی را دارند می‌باشد.

چشمهٔ بش‌قارداش
چشمهٔ بش قارداش (پنج برادر) در ۸ کیلومتری جنوب بجنورد و در شرق جادهٔ بجنورد به اسفراین، در فاصلهٔ تقریبی یک کیلومتری جاده واقع شده‌است. آب این چشمه، در ردیف آب‌های بی‌کربناته کلسیک و سولفاته کلرورهٔ سرد به همراه سیلیس و آهن می‌باشد و در درمان اختلالات دستگاه گوارش، یاری رساندن به سوخت‌وساز بدن مؤثر و ارزش غذایی بالایی دارد.

کسب و کار
سخنی از سلیمان بن عبدالملک – خلیفه ی اموی : «در عجبم از ایرانیان که هزار سال سلطنت کردند و یک ساعت به ما نیازمند نشدند و ما یکسصد سال حکومت کردیم در حالی که یک ساعت از آنان بی نیاز نبودیم.»
 
تاریخچه بجنورد
مقدمه
با توجه به مشکل انسان امروزی و مشکلات هویتی که مکان های زیستی دارند و انسان خود را متعلق به محل زندگی نمی داند ، بنابراین باید در شهرسازی توجه داشت که عوامل هویت دهنده شهر و محله حفظ شوند و البته این حفظ کردن نباید فقط محدود به کالبد آن شود بلکه باید آن ها را زنده ساخت و فعالیت هایی را نیز در آن جاری ساخت و نباید به بهانه حفظ این بناها استفاده از این بناها را کنار گذاشت وفضاهای مرده ای بوجود آید
عوامل هویتی آنقدر در امر شهر سازی مهم است که کوین لینچ در کتاب تئوری شکل شهر گفته وقتی فردی می گوید((من در اینجا هستم)) ، کنایه از((من هستم )) می کند وفرد وجود خود را به وجود مکانی که در آن است وابسته می داند.
از طرف دیگر باید با شناخت ، تبلیغات و فرهنگ سازی عناصر تاریخی شهرها به مردم شناسانده شود و نباید وضعی مانند امروز پیش آید که به مردم یک محل عناصر آن مکان شناخته شود بلکه همچنین صنعت توریسم در بخش بناهای تاریخی گسترش یابد.
در بسیاری از کشورهای جهان صنعت توریسم و گردشگری بسیار اهمیت دارد و تورسم صنعت اول آن ها محسوب می شود در حالیکه در ایران با وجود بناهای تاریخی فراوانی که در اقصی نقاط آن وجود دارد اهمیت زیادی به ان داده نمی شود.
در بجنورد مکان های طبیعی ، تاریخی زیادی وجود دارد و می توان با توجه و توسعه آن ها باعث جذب گردشگر در بجنورد شد.
در این فصل ما در ابتدا به تاریخ شهر ، مبدا پیدایش و رشد و توسعه آن می پردازیم و سپس مطالبی را در مورد محله بیان می کنیم.

وجه تسمیه بجنورد
بجنورد در اصل بیژن گرد به معنی ساخته شده به وسیله بیژن بوده است. این اسم بسیار قدیمی است ، زیرا گرد به معنی شهر و آبادی است ، بنابراین بجنورد شهر بیژن معنی می دهد. (راهنمای خراسان- دکتر شریعتی)
بعدها بیژن گرد ، بیژن یورد نامیده شده و در تواریخ بزنجرد ثبت گردیده است. (روزنامه سفر خراسان، علینقی حکیم الممالک) و بر اثر تحولات آوایی به بیجن یورد تبدیل شده و سر انجام به شکل بجنورد تغییر پیدا کرده است.
علی اکبر عباسیان کارشناس علوم سیاسی در مقاله (بجنورد در خراسان) می نویسد : اگر به جست و جوی نام بجنورد در میان متون قدیمی برآییم ، هیچ نشانی از این شهر در نوشته های جغرافی نویسان و تاریخ نگاران نمی یابیم و حتی در فهرست اعلام کتابها اثری و بر روی نقشه ها نشانی از بجنورد بدست نخواهیم آورد. با توجه به مطالب مطالعه شده در کتاب های معتبر تاریخی ، این نکته به نظر می آید که اسم بجنورد کلمه قدیمی نیست و به 3 تا 4 قرن پیش باز می گردد. ولی این موضوع بدان معنی نیست که گمان رود بجنورد شهری بی نام و نشان بوده و بدون پیشینه تاریخی است ، بلکه اگر در مورد تاریخ شهر بجنورد تحقیقاتی به عمل آوریم ، باید پیرامون اسامی مانند کهنه کند ، بزهان و چرمغان بگردیم و در صورت تحقیق در مورد پیشینه شهرستان به دنبال اسامی مانند نسا ، ابیورد ، نیشابور و ... بگردیم.
کلیم الله توحدی در مورد وجه تسمیه بجنورد می گوید : بجنورد تحریف شده ی بژنورت می باشد که یک نام کردی است ، که پس از آمدن کردها به خراسان به یادگار بژنورت قدیم درشخدرسد واقع در سرزمبن قفقاز که مسکن ایل شادلو بود ، در اینجا نهاده شد. این نام عبارت است از دو واژه بیژن و یورد می باشد یعنی جایگاه و سرزمین بیژن.

مختصری در مورد دوران بسیار قدیم بجنورد
1- بررسی های یک نفر دیرین شناس به نام نیبولت در سالهای 1975-1974 بر بستر کشف رود نشان داد ، در حدود 600 هزار سال پیش ، اولین جرقه های آگاهی ذهن بشر در این منطقه درخشیده است و انسان های ساکن در کرانه دریاچه ای که در آن دوران بر قسمتی از دره کشف رود گسترده بود ، توانسته اند برای نخستین بار ابزارهای خشن از سنگ بتراشند.
2- در دوران میان سنگی یعنی از حدود هشت هزار تا بیست هزار سال پیش تنها مکان شناخته شده در خراسان منحصر است به ، تپه پهلوان در جاجرم که نشان از وجود تمدن قدیمی در منطقه خراسان شمالی می باشد.
3- درهزاره های پنجم وچهارم قبل از میلاد سملقان و جاجرم ، مسکن و ماوای جمعی از ساکنان منطقه ی بجنورد بوده است .
4- در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد ، بجنورد بیشترین جمعیت را تا آن دوران در خود پذیرا شده است ، زیرا مهاجران آریایی وارد این منطقه شده اند که آثاری نیز از این دوره باقی مانده است.
از آنچه گفته شد می توان به قدمت این منطقه پی برد و با کاوش های بیشتر در آینده سخنان بیشتری نیز خواهیم شنید.
زمینه های پیداش و مقر و موضع شهر بجنورد در ادوار تاریخی
دشت بجنورد كه شهر بجنورد در بخش میانی آن گسترده شده است ، دارای وسعتی نزدیك به 100 كیلومتر مربع می باشد . هرچند وسعت دشت بجنورد و قابلیت های آن محدودتر از دشت هایی همچون دشت قوچان ، شیروان و مشهد می باشد ولی همین منابع به نسبت محدود نیز می توانست تشكل های پایداری را ایجاد نماید به طوری كه در شرایط مساعد سیاسی اقتصادی و در روند نسبتاَ طولانی ، یكی از این مراكز زیست انسانی مركزیت یافته و خود را در مقیاس یك مركز برتر مطرح كند ، بنابراین منابع طبیعی قابل بهره برداری در دشت بجنورد اعم از آب و خاك و اقلیم نسبتاَ مناسب و علفزارها و مراتع ، به مثابه منابع درونی زمینه های اولیه ایجاد گسترش مراكز زیست انسانی را در ادوار تاریخی فراهم می آورد كه با توجه به ارزش های فضایی نظیر موقعیت جغرافیایی ، قرارگیری دو دالان طبیعی ارتباطی خراسان به مازندران و همچنین فاصله كافی از سایر حوزه های متمركز زیستی در دشت های قوچان و شیروان به مراتب تقویت شده و رد مقیاس ناحیه ای مزیت های نسبی خوذ را نشان دهد . علاوه بر این برخی ملاحظلت سیاسی ، موقعیت سوق الجیشی شمال خراسان و محدودیت های ارتباطی آن و تكاپوی موجود در جاده تاریخی ابریشم نیز بر این ارزش ها می افزوده است.

به طور كلی مهمترین عوامل پیداش و توسعه شهر بجنورد عبارتند از :
1- علل طبیعی : شامل موقعیت ارتباطی ، آب فراوان وخاك حاصلخیز
2- عوامل انسانی
3- نقش تجاری و مبادلاتی
در نهایت با توجه به مطالب گفته شده و آثار و شواهدی كه از یك نقطه شهری در بخش جنوبی شهر بجنورد به چشم می خورد می توان گفت كه شهر قدیمی بجنورد ، چهارمغان نامیده می شده است . این شهر تپه های معصوم زاده و بخشی از قلعه عزیز را در بر می گرفته است ، به طوریكه از جنوب به تپه چغور، باغ و بش قارداش و از شمال شرقی با تپه های منزل آباد ارتباط داشته است .
شهر چرمغان در سال 617 ه . ق توسط مغول ها ویران گردید و بستر خطی شهر كنونی بجنورد در حدود سال 1100 ه.ق توسط تولیخان ابن نجف قلی خان ( تولیخان دوم ) یكی از امرای كرد شادلو بنا گردید .
نشستگاههای شهر بجنورد در دوره های مختلف ووضعت امروزی آنها:
الف- چهار مغان : شهر بجنورد درابتدا چرمغان (چهار مغان) نامیده می شده است. در جنوب بجنورد و پیرامون آرامگاه سلطان سید عباس ، آثاری از شهری كهن پیدا است كه به دوره خوارزمشاهیان تعلق دارد . این شهر كه موسوم به چرمغان بوده ، از غرب به تپه معصوم زاده ، از شرق به جاده روستای حمزانلو و تپه های باستانی صندل آباد ، از جنوب به قلعه عزیز و از شمال تا خیابان 17 شهریور جنوبی امتداد می یابد.
در جنوب این محوطه ، دو تپه باستانی نمایان است كه راه قلعه عزیز از میان آن می گذرد. وسعت چرمغان در حدود 10 هكتار برآورده می شود. ابعاد واقعی شهر به سبب آنكه در زیر خروارها خاك مدفون شده ، آشكار نیست.
در دوران پارتها ، به سبب اقامت چهار مغ در بجنورد قدیم ، این شهر به چهار مغان شهرت یافته و بر اثر دگرگونی های آوایی ، چهار مغان به چارمغان و جرمغان تغییر شكل پیدا كرده است.
مقدسی ، جرمغان را یكی از شهرك های نساء به شمار آورده است. در كتاب حدود العالم این شهر به نام جرمكان یا جرمگان از توابع نیشابور ثبت شده است.
جرمگان شهری است با كشت و برز بسیار و آبادان و در میان كوه و دشت قرار گرفته و این همه از حدود نیشابور است. در تاریخ غازانی ، نام این شهر جرمغان ثبت شده است و در كتاب مرآت البلدان ، جرمكان نامیده شده است . رودخانه ای به همین نام از 5 كیلومتری جنوب این شهر از محلی به نام بش قارداش سرچشمه گرفته و اراضی این شهر را مشروب می كرده است . این رودخانه در حال حاضر نیز جاریست و به نام چرمغان معروف است. صنیع الدوله در كتاب مطلع الشمس می نویسد : اهالی بجنورد گویند ، در محلی كه قلعه عزیز و امام زاده سلطان سید عباس واقع شده ، شهری بوده موسوم به جرمغان ، در كمال آبادی. این شهر را مغولها در غلبه بر خراسان خراب كرده اند و در اراضی آن حالا مسكونات كهنه و خرده فلز و شكسته ظروف یافت می شود ، طبق کاوشهای باستانی صورت گرفته در ویرانه های این شهر ، سكه ها و آثار ذی قیمت تاریخی بیشماری یافت می شود. از جمله سكه های نقره ای كه نام خلفای راشدین بر آن ضرب شده و متعلق به قرن اول هجری است .
به گفته معمرین بجنوردی ، در اوایل حكومت رژیم پهلوی ، در تپه های این شهر توسط انگلیسی ها حفاریهایی صورت گرفته است.
كاوشهایی كه اخیراً به وسیله كارشناسان سازمان میراث فرهنگی خراسان انجام شد ، مشخص نمود كه از اوایل اسلام مردمی با فرهنگ پیشرفته در این مكان ساكن بوده اند . مطا لعه اشیاء و آثار مكشوفه در بخشی از دامنه شمالی تپه معصوم زاده كه پس از گمانه زنی در مهر ماه 1370 انجام گرفت ، حاكی از آن است كه خانه های آنان بطور متراكم و با دیواره های سنگی ساخته شده است. اطاقها با آجرهای مربع یا شش گوش مفروش بوده و در هر خانه اجاق و تنور پخت نان وجود داشته است. داخل تنورها دارای شیار و نگاره هایی بوده كه بر رویه ی نان ، نقش می بسته است. در سطح شهر چرمغان ، آب در لوله های سفالی تنبوشه جریان داشته و به گفته اهالی بجنورد ، آب چشمه بش قارداش از طریق لوله های سفالی به شهر چرمغان هدایت شده است. چرمغان از شهرهای آباد خراسان بوده و كوره های سفال پزی ، شیشه گری ، آهنگری و كارگاههایی از جمله كارگاه ساخت ظروف سنگی در شهر فعالیت داشته اند و امكانات مادی و توانایی های فنی و هنری و صنعتی به مردم قدیم بجنورد امكان می داده تا زندگی نسبتاً مرفه یی داشته باشند.
حاصل بررسی های سطحی و مطالعه اشیاء و پدیده های فرهنگی مكشوفه از 14 گمانه حفاری شده در جهات مختلف محوطه معصوم زاده ، حاكی از این هستند كه از قرون اولیه اسلام ساكنین اولیه بجنورد در دامنه شما لی تپه معصوم زاده ، رحل اقامت افكنده و به فعالیتهای صنعتی و هنری پرداخته اند. مناسب بودن محل با موقعیت تجاری و اقتصادی و مساعدت آب و هوایی به ساكنین امكان داده است كه آن محل را به شهری نسبتاً بزرگ ارتقاء دهند و با رفاهی نسبی ، بیش از 700 سال در آن زندگی كنند .
آثار و شواهد نشان می دهند كه این شهر دارای ساختمانهای مجهز به كاشیكاری و آجری بوده و شبكه آبرسانی داشته است. جوش های كوره ، قطعات فلز ، شیشه ، سفال ، لعاب و سنگ ، حكایت از این دارند كه در بجنورد قدیم كارگاه های مختلفی كه نیازهای صنعتی و روزمره ساكنین را تامین می كرده ، فعالیت داشته اند. در بقایای عرصه زندگی آن مردم ، كار و تلاش و ابتكار و عشق به زندگی موج می زند . بجنورد قدیم به دلایلی نامشخص ، در اوایل قرن هشتم هجری متروك گردیده و خانه وكاشانه متروك مردم را سوانح طبیعی در هم كوبیده است.
سطح شیب دار منطقه باعث شده كه به مرور بخشهای فوقانی شسته شده و در نقاط پست ریخته شوند ، این مدعا را لایه نگاری گمانه سه ، در بلندترین نقطه محوطه مدلل می سازد. زیرا در عمق 15 سانتیمتری به آثاری برخورد شد كه باید در كف یك فضای معماری باشد. بنابراین ، توده خاك و مصا لح حاصل از انهدام آن بنا كه شالوده دیوار آن در محل موجود می باشد ، تماماً به سطوح پایین تر غلطیده اند. محوطه باستانی معصوم زاده بجنورد ، به لحاظ غنای فرهنگی و لایه منظم باستان شناسی ، بسیار با اهمیت است كه باید بر حفظ آن تاكید شود.
طبق اظهارات آقای مهندس رجبعلی لباف كارشناس میراث فرهنگی ، در این شهر چهار لایه تمدنی كشف شده كه حاكی از وجود تمدنی دیرین است كه به پیش از اسلام باز می گردد.
بی گمان با كاوشهای وسیعتر در این شهر باستانی كه براثر حمله مغول و حوادث طبیعی در زیر خاك پنهان شده ، آثار ارزشمندی از یادگارهای تاریخی دوران پیشین به دست خواهد آمد كه از نظر شناسایی نكات دقیق تاریخی ، هنری و فرهنگی تمدن های موجود در سرزمین شمال غربی خراسان ، بسیار آموزنده و سودمند است.
ب- کهنه کند : در شش کیلومتری چهارمغان قصبه ای شکل می گیرد که امروز به کهنه کند یا کهنه کن معروف است. که در سه کیلو متری غرب بجنورد و به فاصله ی یک فرسنگی شمال غربی شهر کهن جرمغان آثار و بقایای قصبه ی معتبری پدیدار است که متعلق به سده های 7-9 قمری است. این قصبه بزرگ که بر سر را ه روستای لنگر قرار گرفته در بین اهالی به کهنه کند به معنای آبادی کهن شهرت دارد و معروف است که زلزله باعث خرابی آن شده است. صاحب مطلع الشمس نام این قصبه را بیژن یورت نامیده واز آن به عنوان یکی از اماکن مشهور و ابنیه عتیقه این سرزمین که روزگاری ساکنین قدیم بجنورد در آن می زیسته اند ، یاد کرده است.(موافق حدس، آنکه بعد از ویرانی این آبادی بجنورد ساخته شده واسلاف سکنه حالیه بجنورد را می شاید که در اینجا می زیسته اند.)
دکتر شریعتی درکتاب راهنمای خراسان درباره کهنه کند و قدمت آن نوشته است: این نام فارسی کهن در میان مردم کرد زبان بجنورد ، حکایت از آن دارد که پیش از صفویه اینجا به عنوان بجنورد قدیمی و ویرانه ای تلقی می شده که شهر فعلی پس از آن ساخته شده است.
لسترنج در کتاب سرزمین خلافت های شرقی این شهر را بزهان نامیده است.
کلنل ییت با اشاره به ویرا نه های شهر کهنه کند می گوید : در شمال شرقی بجنورد خرابه های یک شهر قدیمی دیگر به چشم می خورد که به آن بیزهان می گفتند. این شهر نیز در اثر زلزله ای که در اواخر قرن نهم به وقوع می پیوندد ، از بین می رود.
كهنه كند محوطه ای به وسعت بیش از چهار هكتار را شامل می شود كه در مركز آن برفراز خاكریزی ، ویرانه های قلعه ای تاریخی جلب توجه می كند. نارین قلعه ، هفت متر بالاتر از سطح زمینهای مجاور بنا گردیده است. شكل آن مربع مستطیل و امتداد آن از مشرق به مغرب است و طول بارو قلعه 130 متر و عرض آن 87 متر می باشد. دروازه آن رو به سوی مشرق باز می شده است. مصا لح به كار رفته در ساختمان قلعه خشت و گل است و در داخل دیواره های آن از سنگ نیز استفاده شده است. خرابه های 4 برج در چهار گوشه قلعه ، دو برج در میانه دیواره های جنوبی و شمالی و دو برج در دو طرف دروازه قلعه ، به چشم می خورد. دیوار قلعه 3 متر ضخامت داشته و هنوز از برج و باروی آن با وجود تخریبهای بسیار دیوارهایی به بلندی 5 متر باقی مانده است.
صنیع الدوله كه در سال 1300 هجری قمری كهنه كند را در آن مشاهده نموده است. وی از خندقی به عرض ده متر كه بر خاكریز برج و بارو محیط بوده ، سخن به میان آورده و متذكر گردیده خندق از سمت شرق و جنوب پر شده و در آن كشت و زرع به عمل می آید و از دو سمت دیگر به اندازه یك ذرع از عمق خندق باقی است. وی پس از بررسی بنیاد مستحكم بنا و دقت در محاسبات آن چنین نتیجه گرفته است : از استقامت خط جداران اربعه قلعه مزبور و تساوی دهنه باقی از خندق و آثار دیگر محقق می شود ، كه طرح بنای آن به دست مهندسی ماهر ساخته شده است.
دكتر شریعتی نارین قلعه را از آثار تاریخی مهم بجنورد به شمار آورده و نوشته است : نارین قلعه بر روی تپه كهنه كند ، از بناهای بسیار دیدنی است. عظمت و دقتی كه در ساختمان نارین قلعه پدیدار است ، نشان می دهد كه بنای آن باید بسیار قدیمی باشد و شاید از آثاری است كه از بیژن گرد باقی مانده است.
برج های قلعه ویران شده ، اما بخش هایی از بقایای دیواره قلعه علیرغم كند و كاوهای بسیار همچنان پا برجا مانده است. فضای داخلی قلعه دارای گودال های بزرگ بسیار و چاله هایی است كه نشان از خاكبرداری های مكرر دارد و در گوشه و كنار آن جا به جا لایه های خاكستر استخوان و سفالهای درهم شكسته به فراوانی دیده می شود .
در مورد قصبه کهنه کند نویسنده مطلع الشمس می نویسد: از طرف آن بیوتات و عمارات سكنه سایر اهالی این قصبه بوده است. از آثار خا نه های ایشان تلال محقره مختصره فعلاً به نظر می رسد. علامت نهری خراب نیز در قسمت جنوب موجود است. در حال حاضر به علت عبور دو جاده از محاذات شمالی و شرقی قلعه و تسطیح زمین های مجاور ، آثار چندانی از خانه ها پیدا نیست. اما در فاصله یكصد متری ضلغ غربی و جنوبی قلعه ، ویرانه خانه های قدیمی كه زمانی حصار نارین قلعه را در بر گرفته بودند ، هنوز نمایان است .
در مورد دروازه های اصلی شهر صنیع الدوله نوشته است : حتی آثار دو برج هم كه غالباً در طرفین دروازه های قصبه جات بزرگ و شهرهای معمور ساخته می شود ، حالا در اینجا موجود است كه با آنكه بعضی اعوام و شهور و انقضاء زمان و دهور برای زراعت آن تلال را تسطیح و تسویه كرده اند ، هنوز باقی است كه دلیلی بر كیفیت احاطه بیوتات بر حصار نارین قلعه و تعیین محل دروازه ، پرچین ، یمین و یسار از آنها می توان انتزاع نمود .
اكنون با گذشت پنج قرن از تاریخ ویرانی كهنه كند ، دلیل پیشروی اراضی كشاورزی بداخل این قصبه تاریخی و دایر شدن كارگاه های آهك و آجر پزی و عبور دو جاده از پیرامون آن ، نشانی از آثار و برجهای دروازه های شهر موجود نیست . آنچه هست بقایای كوزه ها و ظروف سفالی ساده و نقش دار و ندرتاً استخوانهای مردگان كه در سطح وسیعی پراكنده اند.
ج- شهر کنونی بجنورد : در سال 1100 هجری قمری بدست تولی خان دوم یکی از امرای اکراد طایفه شادلو ، بنا گردیده است. در فتنه حسن خان سالار در سال 1363 این شهر به طور کلی ویران شد و فرزندان تولیخان آن را از نو بنا کردند که این شهر شامل قسمت های زیر بوده است:
1- حصار و باروی شهر : مك گریگور توصیف نسبتاً دقیقی را از حصار و باروی بجنورد ارائه می دهد : شهر بجنورد را می توان به شكل مربعی توصیف كرد كه به فاصله
دو مایل از كوهستان شمالی قرار گرفته است. در ضلع شمالی تپه ای است كه شهر در اطراف آن ساخته شده و برفراز آن اقامتگاه ایلخانی است كه طبق معمول ارگ شهر نامیده می شود.
از چهار طرف ، دیواری نسبتاً خوب شهر را محصور كرده كه در مقایسه با بخش مسكونی ، زمین های وسیعی را احاطه كرده است. به گونه ای كه در ضلع جنوبی و غربی فضاهای باز وسیعی تقریباً بطور كامل غیر مسكونی باقی مانده است.
این فضاها با دیوارهای داخلی از بخش مسكونی جدا شده اند. در سمت غرب ، دیوار سومی دیده می شود كه به هیچ علتی ، از باغ خان به سوی جنوب كشیده شده و بین دیوار خارجی و دیوار داخلی فوق الذكر ، واقع است. شهر چهار دروازه دارد. با آنكه شهر سه دیوار دفاعی دارد ، قادر به مقاومت چندانی نباید باشد ، زیرا حصارها مانند هرجای دیگر در این مملكت ویران شده اند و قابل مرمت نیستند .
آب شهر را به آسانی می توان قطع كرد و در ضلع شمالی ، قسمتهایی از ارتفاعات بر شهر مشرفند. در بخش جنوبی خیابانی كه به ارگ منتهی می شود ، رودخانه كوچكی جاری است. در اینجا چند درخت كاشته شده كه سایه ای دلپذیر ایجاد كرده اند.
در سال 1286 هجری قمری كه یارمحمد خان سهام الدوله رئیس اكراد شادلو ، بر شمال غربی خراسان حكومت می كرد ، ناصرالدین شاه قاجار سفری به خراسان و از جمله به بجنورد داشته است. حكیم الممالك یكی از همراهان وی بوده كه در كتاب روزنامه سفر خراسان چنین تصویری از بجنورد بدست می دهد : بلده بجنورد شهری كوچك با قلعه و حصار محكم ، مشتمل بر چهار هزار خانوار و بازار و حمام و مسجد و خیابانی است ، مسطح و عریض كه ابتدای آن از دروازه ارگ تا انتهای شهر است. ارگ آن ، حصاری است كوچك با برج و بارو كه زمین آن از سطح شهر مرتفع تر و اكنون موقف سهام الدوله و كسان ایشان است .
این شهر كه تقریباً مربع است دوازده برج در ضلع شرقی دارد ، دوازده برج در ضلع جنوبی ، دو برج طرفین دروازه قبله و بروج طرف شمالی که برج های ارگ است. ضلع غربی برج ندارد و یار محمد خان سهام الدوله در این اواخر پنجاه و شش ذرع بر تمام طول این ضلع افزوده و ابنیه و عمارات ساخته شده است . تمام دور شهر پنج هزار و هفتصد و دوازده ذرع می باشد و خندقی نیز دور باروی شهر حفر كرده اند .
2- برج منظر: برج منظر كه تنها برج دیده بانی شهر بجنورد در دوره صفویه محسوب می شده ، بر فراز تپه ای
در شمال شهر ساخته شده بود . این برج در مركز ارگ حكومتی قرار داشته و دور تا دور آن را حصار قلعه و خندق هایی فرا گرفته بود. این برج به شكل شش ضلعی ، از خشت و گل ساخته شده و دارای پنج طبقه بوده است .
در طبقات بالا پنجره هایی به چهار جهت گشوده می شد كه از آن برای دیده بانی و تیراندازی استفاده می گردید . پیدا شدن گلوله های توپ در زمینهای مجاور برج حاكی از اهمیت نظامی و سوق الجیشی منظر در مقابله با مهاجمان در سده های اخیر بوده است . این برج بیش از 12 متر ارتفاع داشته و دو طبقه فوقانی منظر بر اثر اصا بت صاعقه
در سالهای گذشته فرو ریخته است. این بنای مستحكم تا دهه 40 همچنان پا برجا بوده که در جریان احداث خیابان به كلی ویران گردیده است .
3- دروازه ها : از ابتدای بنای شهر قدیم بجنورد ، این شهر دارای چهار دروازه در چهار جهت بوده ،كه دروازه مشهد در شمال ، دروازه قبله در جنوب ، دروازه قوچان در شرق و دروازه گرگان در غرب شهر قرار داشته است. صنیع الدوله نیز اسامی این دروازه ها را در مطلع الشمس آورده است .
4- ارگ حكومتی : در نزدیكی دروازه شمالی شهر بجنورد ، ارگ مستحكمی در آغاز قرن دوزادهم هجری قمری دوره صفویه به وسیله امیران ایل شادلو بنا گردیده بود. ارگ روی تپه ای بنا شده است كه حدود یكصد و پنجاه یارد مربع وسعت دارد. فاصله آن با دروازه شمالی یكصد یارد است و زمینی با شیب ملایم به سمت جنوب ، پایین می رود.
تا سال 1300 هجری قمری قسمتهایی از این ارگ همچنان پا برجا مانده و صنیع الدوله درباره آن می نویسد: قلعه ارگ بجنورد كه حالا بقیه ای از آن باقی است ، از آثار برج و بارو معلوم می شود كه شكلی مربع مستطیل داشته و در طرف طول ، شش برج و در طرف عرض ، چهار برج داشته است. سوای دو برج طرفین دو دروازه كه یكی رو به جنوب و دیگری رو به شمال است ، دروازه شمالی و همان دروازه قوچان است كه ذكر شد.
طول ارگ ، از مغرب به مشرق و عرض آن ، از جنوب به شمال و مسافت هر برج با برج دیگر ، پنجاه قدم و محیط هر برج ، سی و سه قدم است و عمارت حكومتی كه مسكن آباء و اجداد یار محمد خان سهام الدوله بوده است. در سال 1303 هجری قمری این بنای دویست ساله ، رو به ویرانی می نهد.
5- محله ها : سال 1300 هجری قمری ، بجنورد دارای یازده محله به اسامی : محله شهر تازه ، محله دروازه قوچان ، ساربان محله ، سرمحله ، محله شیخ محمد تقی ، محله حاجی ملا نقی ، محله حاجی ابراهیم ، محله
مسجد حاج محمد خان ، محله سلطان ، دروازه گرگان و محله وسط بوده است .
6- بازار و خیابانهای بجنورد : در سال 1284 هجری قمری ، بجنورد 1500 خانه گلی با بامهای مسطح و ظاهری مخروبه داشته است. در اینجا چهار خیابان اصلی دیده می شود. یكی از دروازه قبله شروع شده ، ضلع غربی ارگ را دور می زند و سپس به دروازه مشهد ختم می شود .
دیگری از دروازه قوچان آغاز و به صورتی نامنظم در شهر امتداد می یابد و در غرب به دروازه گرگان می پیوندد . 16 سال بعد صنیع الدوله بازار و سیمای شهر را چنین توصیف می كند: بازار شهر عبارتست از یك خیابان وسیع طولانی كه تقریباً در وسط شهر و از شمال به جنوب امتداد یافته است .
جمعیت آن كمتر از ده هزار نفر و دارای پانصد
و شصت باب دكان ، شش مسجد ، هفت حمام ، یازده محله و چهار دروازه است. اما در نظر كلنل ییت انگلیسی : بجنورد چیزی نبود جز دهكده بزرگ و بی در و پیكر كه بازار طویلی از میان آن می گذشت . در این شهر تجارت رونقی نداشت و چند مغازه هم كه موجود بود ، فقط می توانست جوابگوی نیازهای محلی باشد. كیفهای كوچك ابریشمی شاید تنها چیزی بود كه به وفور در این ناحیه یافت می گردید .
7- مساجد : بجنورد دارای مساجد متعددی بوده كه صنیع الدوله شش باب از معروفترین آنها را نام برده است: مسجد جامع ، مسجد بالا ، مسجد دروازه قوچان ، مسجد میان بازار ، مسجد دروازه گرگان و مسجد ممدكلانتر.
علاوه بر تكایا و حسینیه ها ، خیرات خانه هایی نیز در بجنورد وجود داشته كه می توان از خیرات مجاور دروازه قبله نام برد .
8- حمامها : در بجنورد قدیم ، هشت باب حمام به اسامی ، حمام مرمر حكومتی ، حمام آزاد خان ، حمام شهر جدید ، حمام فراشباشی ، حمام كلانتر ، حمام میان بازار و حمام حاجی آقا وجود داشته است .
9- باغها و عمارتها : عمارتهای حكمرانان و امرای بجنورد در داخل باغستان های بزرگی كه چهار سوی شهر را در بر می گرفت ، بنا گردیده بود. شماری از این باغها در داخل حصار شهر و برخی از آنها در بیرون شهر قرار داشتند. این اواخر محمد خان سهام الدوله ، در ابتدای ضلع غربی شهر كه به طرف شمال است ، در محلی كه باغ مرحوم یزدان قلی خان پدر معزی الیه بوده ، عمارتی عالی بنا كرده و خیابانی وسیع با چهار جدول ساخته كه در باغ مزبور شروع كرده و تقریباً هزار و پانصد قدم امتداد یافته و فی الحقیقه از مواضع متنزهه و تفرجگاه اهالی بجنورد است.عرض خیابان دوازده ذرع و كنار جدول آن انوار اشجار سایه دار از قبیل : بید ، سفیدار و چنار غرس كرده اند.بعضی باغات دیگر نیز در حوالی شهر می باشد. از جمله باغ دلگشا ، که در طرف شمال شرقی جلگه و شهر كه مرحوم جعفر قلی خان ایلخانی
احداث نموده و چند باغ در عرض یكدیگر در سمت جنوب شهر است. از جمله یكی باغ امیر گونه خان است كه حالا از سلیمان خان پسر یار محمد خان سهام الدوله می باشد ، یكی باغ حیدر قلیخان سهام الدوله ، باغ علیمردان خان پسر نجف قلیخان ، باغ قهار قلیخان پسر نجفقلیخان ، باغ محمد رحیم خان ، باغ آزاد خان ، باغ فرح زا و علاوه بر باغات مزبور ، باغستانی در سمت شرق جلگه واقع شده كه معروف به باغستان حاجی است. تمامی ناحیه بسیار تمیز و پاكیزه نگاه داشته شده بود ، چیزی كه در سایر نقاط ایران نمی توان شاهد آن بود.
10- عمارت حكومتی : در میان باغ سرسبزی واقع در شمال شهر بجنورد ، ‌عمارت حكومتی سهام الدوله قرار داشته است . پس از عبور از یك خیابان سنگفرش و عریض و گذر از زیر سردرب زیبای دو طبقه ای ، عمارت نمایان می شد . چند تن از سیاحان در سفرنامه هایشان به این بنا اشاره نموده اند . از جمله ناصرالدین شاه در سفرنامه دوم خود می نویسد : آخر خیابان و آخر شهر ، خانه سهام الدوله است ، وارد خانه شدیم ، دیوان خانه ، قشنگی بسیار خوبی دارد . حوض طولانی خیلی خوب و خوش وضعی در وسط خانه است . حوضخانه خیلی خوبی
شکل5- حیاط و حوض و حوض خانه سهام الدوله ، در گوشه راست برج منظر و در گوشه چپ عکس دروازه مشهد دیده می شود.
دارد . قنات مخصوص هم دارد كه از توی همین حوض به قدر دو سه سنگ آب صاف خوب در می آید . وسط حوضخانه هم حوض قشنگی دارد كه آب صاف بسیار خوبی در كمال لطافت از توی آن می جوشد . تمام زمین و حوض و دیواره حوضخانه از مرمر است. حمام كوچك خوش وضع مرمری هم دارد . در خود بجنورد معدن سنگ مرمر وجود دارد . اما مرمرش به لطافت و صفای مرمرهای معادن دیگر نیست . الحق عمارت و حوضخانه و باغچه
سهام الدوله در كمال سلیقه ساخته شده است.
11- قناتها: از قناتهای معروف بجنورد می توان ، از قنات جاجرمی ، حسن بیگ ، معصوم زاده ، باباخان ، بازار ، حسین پهلوان ، كاریز كلثوم خانه ، امیریه ، حاج محمد اسماعیل ، آقا میرزا محمود ، شیر و صدر آباد نام برد. قنات صدر آباد پرآب ترین آنها بوده كه هنوز جاری است.



آخرین مطالب

 
» بجنورد ( یکشنبه 14 آبان 1391 )
» تهران ( یکشنبه 14 آبان 1391 )
» شیراز ( شنبه 13 آبان 1391 )
» تبریز ( شنبه 13 آبان 1391 )
» اصفهان ( پنجشنبه 20 مهر 1391 )
» اردبیل ( پنجشنبه 20 مهر 1391 )
» اهواز ( سه شنبه 11 مهر 1391 )
» یزد ( شنبه 1 مهر 1391 )
» کرمانشاه ( پنجشنبه 2 شهریور 1391 )
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

آمار بازید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :